عبد الرضا سالار بهزادى
214
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
من ملحوظ و منظور نيست ؛ و از اين مسئله خاطر شما آسوده و خوشوقت باشد كه من نهايت رضامندى را از حسن خدمات شما داشته و دارم و از وقتى كه شما به طرف جالق و دزك رفتهايد و اينطور پيش آمده كه عبد اللّه خان و قلى محمد [ ؟ ] و كسان آنها ، بالاتفاق بناى شرارت و هرزگى و فتنه و فساد را گذارده و رعيت آن صفحات را بالتمام به وحشت انداختهاند و شما از روى مصلحت برحسب اقتضاى وقت با آنها رفتار نموده و رعيت را از وحشت بيرون آورده و به كار رعيتى خود مشغول كردهايد و سردار قادر بخش را اطمينان داده به كار خدمت واداشتهايد و قلى محمد و شهنواز خان و همراهان آنها را امان دادهايد و گرفتن قلعهء شيشهريز و ساير قلعهجات را مقدم بر كار قلعهء دزك داشتهايد ، همهء اين كارهاى شما از روى قاعده بوده است و الحق از شما از صميم قلب تعريف و تمجيد و تحسين مىكنم . و از بابت صاحبمنصبان اردوى خودتان از سلاطين فوج بهادر و نوكر نرماشيرى و سايرين هم كه عرض كرده بوديد ، در لوازم خدمتگزارى و جانفشانى خوددارى نكرده ، خدمات هريك از آنها هم ؛ فردا ، فردا ، منظور نظر اينجانب است ؛ و ان شاء اللّه فراخور احوال هركس به قدر خدمتش مورد التفات خواهد شد . ثانيا ، اينكه نوشته بوديد با عبد اللّه خان قرار دادهايد كه بعد از گرفتن قلعهء شيشهريز و كوتوال نشاندن از نوكر ديوانى در آنجا و مراجعت از جالق با عبد اللّه خان ، برج و باره و بادگيرهاى قلعهء دزك را خراب كنيد و از حالت قلعهگى خارج نمائيد ؛ و يك خانهء نشيمن باقى بگذارد و مبلغ دو هزار تومان هم ، ترجمان اين حركات خلاف و خيانت خود را بدهد و همان يك . . . 83 دزك را عامل و مباشر باشد ؛ و يا اينكه بدون گفتگو قلعهء دزك را واگذار نمايد و عقب كار خود برود ؛ اگرچه خودتان نوشته بوديد كه على العجاله محض پيشرفت كار تمكين در اين قرارداد نمودهايد و ان شاء اللّه بعد از روى فرصت و فراغت آن قبيل كه سزاوار است با عبد اللّه خان و قلى محمد و بمپشتى رفتار خواهيد كرد ؛ ليكن به ملاحظهء اينكه شايد شما خيال نمائيد كه ما از گرفتن قلعهء جالق و دزك مقاصد خود را كه حاصل كرديم ، ديگر چرا از دو هزار تومان پول بگذريم و بهتر اين است كه كارى به عبد اللّه خان نداشته باشيم و دو هزار تومان را از او مىگيريم و به فرمانفرما تقديم مىكنيم و از اين بابت اظهار حسن خدمت هم مىنمائيم ؛ لهذا حسب اللزوم درين باب به شما صريحا مىنويسم كه اگر ندانستهايد ، يا حالت اينجانب را امتحان نكردهايد به طور يقين بدانيد كه اگر در اين موقع شما از دو هزار تومان گذشته ، مبلغ بيست هزار تومان از عبد اللّه خان پدرسوخته بگيريد و از براى من بفرستيد و اللّه العلى العظيم و به نمك با محك بندگان اعليحضرت قدر قدرت اقدس همايون شاهنشاهى ارواحنا فداه يك دينار آن را قبول نمىكنم ؛ و اگر شما اين كار را خدمت بدانيد ، من نسبت خيانت به شما مىدهم و به قدر دو پول سياه اين خدمت شما به خرج من نخواهد رفت ، بلكه همهء خدمات و زحمات شما هم به هدر خواهد رفت و تعجب دارم از حالت شما كه به چه دليل اينجانب را اينطور پولدوست شناختهايد .